سفر به کربلا - قسمت دوم

چهارشنبه ۲ دی ۱۳۹۴
"هر که می خواهد برود" را وقتی "امام حسین" با صدای بلند تکرار می کرد، شاید می خواست حق انتخاب بدهد به هر کسی که آگاهانه می دانست چرا می ماند. می گویند امام سراغ خیلی ها رفت که بیایند، بعضی لبیک گفتند حتی پیش از بی وفایی کوفی ها، و بعضی بهانه آوردند.جایی می خواندم: من زن و بچه دارم را "مالک بن نصرار حبی" گفت، کار و مسئولیت را "طرماح" بهانه کرد، من اهل سیاست نیستم را "عبدلله بن عمر" به زبان آورد، وظیفه شرعی دیگری دارم گفته ی "عمروبن قیس" بود، شما که پیروز نمی شوید من چرا همراهتان باشم از "ضحاک مشرقی" نقل شده، می ترسم را "یزیدبن مسعود نهشلی" اعتراف کرد، آمادگی روحی اش را ندارم ولی کمک مالی می کنم را "عبیدالله بن حر جعفی" بیان کرد، دنبال شر نمی گردم را از "عبدالله بن مطیع عدوی" نقل کرده اند و ... به این ترتیب شمار آنها که ماندند 72 تن شد.

حرم امام حسین (ع) که ساختمانش بارها تخریب و بازسازی شده مرکز شهر است. داخل حرم، ضریح شش گوشه ی ایشان است، شش گوشه چون حضرت علی اکبر(پسربزرگ امام) پایین پا و داخل ضریح است و حضرت علی اصغر(پسر کوچک امام) روی مزار امام حسین است یعنی روی سینه ی پدر.
اولین بنا روی قبر "امام حسین" را "مختار" بنا کرد. "مامون" هم بنایی با شکوه تر بنا کرده بود که تا زمان "متوکل" باقی مانده بود. گویا "منتصر" و "عضد الدوله" هم اقدامات مثبتی انجام داده اند. "حاج حسین خان صدر" همان کسی که مدرسه صدر و خیابان چهارباغ صدر خواجو به نام او در اصفهان معروف است، دربهای حرم را هدیه داده اما بطور کلی در زمان "ناصر الدین شاه قاجار" و "نادرشاه افشار" کارهای بزرگی در کربلا انجام شده است. مثل رواق جنوبی حرم "ابوالفضل(ع)" که آنرا از سنگهای اضافه کاخ گلستان بنا کرده اند.


ادامه مطلب

سفر به کربلا - قسمت اول

يکشنبه ۸ آذر ۱۳۹۴
...به قول دکتر، بر ماست پاسداری از رسالت پیامی که از عصر عاشورا آغاز شد. رسالتی که بر دوش‌های ظریف زنی افتاد كه مردانگی در ركابش جوانمردی آموخت!
"... شهادت یكی از حیات‌بخش‌ترین سرمایه‌هایی است كه در تاریخ شیعه وجود دارد. اما از وقتی به‌ گفته ی "جلال" "سنت شهادت را فراموش كرده‌ایم و به مقبره‌داری شهیدان پرداخته‌ایم، مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده‌ایم" و زنان و مردان ما عزادار شهیدان شده‌اند و بس.
از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن، شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، در عزای همیشگی مانده‌ایم!"

گرچه1400سال دیر، اما نم نم تا اینجا رسیده ایم. تازه اول راهیم و بی شک عشق است بهانه ی گذار از کیلومترها راهی که با هر قدم امید داریم به کوتاه تر شدنش...! 

160کیلومتری جنوب غربی بغدادیم، کنار دشت بی آب وعلف "بادیه ی شام" با هوای گرم، زمین های خشک و کم آب که در روایت های شیعه زیاد درباره فضیلت و قداستش آمده است. برای همین آرزوی هر مؤمنی آمدن به این شهر و حتی مردن در اینجاست، که روایت هست هر کس در این سرزمین دفن شود از عذاب قبر در امان است.


اینجا محل سجده ملائک به آدم است. می گویند معنای اسم این شهر در لغت یعنی سرزمینی برآمده و بلندتر از دریا که گاهی آنرا دریای خشکیده هم معنا کرده اند و روایت شده هم محل شروع حرکت کشتی نوح از اینجاست و هم کوهی که پسر نوح به آن پناه برد.
می گویند شاه عباس درصدد بوده اینجا را به خاک ایران ملحق کند که موفق نمی شود اما قبل از او شاه اسماعیل دستورکندن نهری را می دهد که از فرات تا اینجا جاری شود و هنوز این نهر به نهر شاه مشهور است. از نجف می نویسم، شهری که در دلش آستان مقدس حضرت علی (ع) است با آن گنبد عظیم طلایی. آرامگاه امیرالمؤمنین نگینی است سنگین بر دامن نجف، روشن تر از نگینی که از کرم گدا را بخشید!

ساختمان حرم در دوران هارون الرشید عباسی بنا شده و بعدها بارها تجدید می شود. صحن و ساختمان امروزی آن از دوره صفویه است. گنبد عظیم و ایوان روح بخش آن به دستور نادرشاه افشار با خشت های طلایی تزیین شده و آیینه کاری حرم کار هنرمندان اصفهانی است. قبر مطهر در صندوقی از خاتم ساخته شده از دوره شاه اسماعیل صفوی و ضریحی نقره ای کار هنرمندان هندی و چینی که سال 1345 به همت رهبری شیعیان اسماعیلی ساخته شده.
آرامگاه "شیخ طوسی" از فقهای حوزه علمیه نجف در شمال حرم مطهر است که حالا مسجد شده و در گوشه اش آرامگاه "علامه آیت الله سیدمهدی بحرالعلوم" از مشاهیرامامیه است.
افراد مشهور زیاد دیگری هم در حریم حرم با شکوه بزرگ مرد نجف دفن شده اند از "شیخ عباس" قمی نویسنده ی مفاتیح الجنان گرفته تا "علامه حلی"، "علامه امینی"، "مقدس اردبیلی"، "ملا احمد نراقی"، "سیدمحمدکاظم یزدی"، "شیخ مرتضی انصاری"، "آیت الله بهبهانی" از رهبران مشروطیت، "سیدعبدالحسین شرف الدین"، "میرزای شیرازی"، "سید مصطفی خمینی"... و حتی "آقا محمد خان قاجار" و "تیمور لنگ"



ادامه مطلب

سفر به ازبکستان

سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۴
"ما تنها برای آمد و شد سفر نمی کنیم
با بادهای سوزان قلب های آتشین ما خنک می شود
با آرزوی داشتن آن چه نباید دانست
قدم در راه طلایی سمرقند می گذاریم..."
همراه می شوم با "جیمز الروی فلکر" انگلیسی که با "سفر طلایی اش به سمرقند" در سال 1913 به شهرت رسید.
برای شروع قصه ی سفر به ازبکستان و دیدن شهرهایی که نامشان گره خورده با تاریخ و هنر جهان ناگزیری از ورود به شهری که زمانی سر راه جاده ای بود معروف به ابریشم با وسعتی از چین تا اروپا. "تاشکند" شهری باستانی که بعد از زلزله 1966 خیلی از نماهای قدیمی اش از بین رفت و جایش را مدرنیته در نمای ساختمانها، پارک ها و هتلها پرکرد.

اینجا مرکز سرزمینی است که در تاریخ معروف است به "ماوراءالنهر" و ابوعلی سینا در یکی از روستاهای آن ـ افشته ـ به دنیا آمده است و به قول "علیجان صابراف" روزگاری "قوت اسلام و دین" بوده است.
شهری که بیشتر از دومیلیون مسلمان دارد. بگذریم که مرحوم کیومرث صابری فومنی در کتاب "دیدار از شوروی" می گوید: "بزرگترین علمای فقه و مشهورترین دانشمندان اسلامی از آنجا یا شهرهای تابع آن برخاسته اند در حالی که امروز نسل جوانش راه مسجد را گم کرده اند؛ در هیچ جای دیگر جهان چنین نیست. راندن مسلمانان از مساجد معجزه ای است که تنها سوسیالیسم توانسته است انجام دهد!..."
تاشکند برای من نمود شهری است سرسبز با خیابان‌های پهن که پهنای پیاده‌روها و فضای سبز اطرافش کاملاً جلب توجه می کند. بالای اکثر بناها به زبان روسی نوشته شده اما با spell فارسی. درختانش عمدتاً بلوط هستند که یک متر پایینی آن با رنگ سفید پوشیده شده، گویا به دلیل دور نگاه داشتن آفت‌ها از تنه درختان.


ادامه مطلب

سفر به سنگاپور

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳
جایی جمله ای از "جان اشتاین بک" خواندم که: "بعد از سالها تجربه در می یابیم که ما به سفر نمی رویم، این سفر است که ما را با خود می برد..." مثل این بار که سفر مرا به شمال خط استوا کشاند. به کشوری که می گویند از تمیزترین و زیباترین های دنیاست. کشوری که با مدل معماری شهری خاص و شیک، رنگ آمیزی های روشن، توریست های فراوان اروپایی و آمریکایی ، آسمان خراشها، برندهای معروف و موفق به همراه مانور ماشینهای آخرین مدل - به خصوص بنز- وقتی آنجایی بیشتر احساس می کنی در اروپایی تا آسیا!


ادامه مطلب

سفر به مالزی

شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
" به جستجوی تو بر درگاه کوه می گریم، در آستانه ی دریا و علف.به جستجوی تو در معبر بادها می گریم در چار راه فصول، در چارچوب شکسته ی پنجره ای که آسمان ابرآلوده را قابی کهنه می گیرد، به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد... "
تا کی و کجا باید گذاشت و گذشت در جستجوی تو؟! می ترسم راست بگویند که بزرگترین گمشده های زندگی نزدیکمان هستند!
.
.
.
آغاز جستجویی تازه و سفری نو به سرزمین رنگها و لبخندها! "مالزی" سرزمین بارانهای ناگهانی استوایی در همسایگی تایلند، اندونزی، سنگاپور، برونئی و فیلیپین که اکثر مردمش به زبان انگلیسی مسلط اند اما زبان رسمی شان مالایی است.

 



ادامه مطلب

سفر به ترکیه

يکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
ماندن مثل همیشه برایم کابوس است هرچند گريز و گزيري از آن نیست! دل به سفری دوباره سپردم بي‌آنكه براي ماندن بهانه ی تازه ای باشد... آغاز سفری دوباره و انرژی مضاعف من!
سفر به ترکیه را از استانبول آغاز کردبم تا کجا و کی ... خدا می داند! شهر استانبول یا هزار مسجد پر از دیدنی هایی است که در یک سفرنامه ی مختصر نمی گنجد. می گویند زمانی که سلطان محمد فاتح استانبول را اشغال میکند نام آن را از قسطنطنیه به اسلامبول تغییر می دهد یعنی شهر مساجد اسلام و برای اینکه قدرت اسلام را به رخ مسیحیان بکشد دستور ساخت ١٠٠٠ مسجد را دراین شهر میدهد.


سفرنامه ترکیه-1



ادامه مطلب