سفر با «سون هدین»

دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵
«پسربچه ای که در سالهای نخستین دبستان شغل آینده ی خود را می شناسد آدم خوشبختی است و من به این خوشبختی دست یافتم. دوازده ساله بودم که هدف آینده ام کاملاً برایم روشن بود.»
سون هدین دوازده ساله بود که در مخیله اش با کاشف ها و سیاح های بزرگ دوستی می کرد و می دانست که شغل آینده ی او جهانگردی و کشف دنیاهای ناشناخته است. نتیجه ی سفرهای طولانی و مکرر سون هدین کتابهای علمی زیادی است که درباره ی دنیاهای ناشناخته نوشته شده اند.
سون هدین در آغاز سفر کویری خود به ایران، صدای زنگ شترها را همراه دائمی خود می دانست: «... پشت سرم زنگ دیگری نواخته می شود و این آهنگ در کویر همراه با وفای من است. هر قدم مرا از زمینی که از برکت آب و علف برخوردار است دورتر می کند. از سرزمین اهورامزدا دورم می سازد و به سرزمین فراموش شده ی اهریمن نزدیک می کند. جایی که فقط بیابان و خشکی حاکم است.» او ادامه می دهد: «قدرت عرفانی بی صدا و توقیف ناپذیر کویر مرا با قدرتی که سلب مقاوت می کرد به سوی خود می کشید. فکر می کردم که صداهای اسرارآمیزی می شنوم که از اعماق خود مرا می خواندند: برگرد خانه» هدین به راستی که از سفر خود در کویرهای ایران لذت می برد: «... از این که می توانستم از کویر بزرگ، کویری که در آن اسکندر کبیر و مارکوپولو و نادرشاه اسم خود را جاودانی ساختند بگذرم خوشحال بودم...»
مسافر سوئدی طوری با کویر و صدای زنگ شترها انس گرفته بود که با نحوه ی نواخته شدن زنگ ها حوادث تاریخی را تبیین می کرد. مثلاً می نویسد: «وقتی دولت های زیادی به وجود می آیند و نابود می شوند و مذهب ها و زبان ها عوض می شوند، زنگ کاروان ها مثل صدای خفه و تغییر ناپذیری به صدا در می آید.»




ادامه مطلب

سفر با کارستن نیبور «اولین حاجی آلمانی»

يکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵
«...مهم ترین فرق بین سنی و شیعه در این است که برای سنی ها ادامه ی خلافت در خاندان پیغمبر نقش مهمی را بازی نمی کند. آنها می گویند این به اراده ی خدا بوده استکه ابوبکر و عمر و عثمان از طرف مسلمانان خلیفه شناخته شده اند اما شیعه ها به سه خلیفه ی نامبرده لعنت می فرستادند و می گفتند آنها خلافت را از علی (ع) گرفته اند و چون حسین (ع) به وسیله ی نیروهای یزید به قتل رسیده بود، شیعه ها هر سال به مدت ده روز با برپاساختن مراسم عزاداری، یاد حسین را زنده نگه می دارند. در ایران که مرکز شیعه هاست گاهی شیعه ها در مراسم عزاداری چنان تحت تأثیر عقاید و احساسات مذهبی قرار می گیرند که با میل زیادی می توانند یک سنی را به قتل برسانند و فکر می کنند اگر دست به چنین کاری بزنند، ثواب می کنند. از این روی به صلاح همه پیروان دین های دیگر است که در روزهای عزاداری خانه خودشان را ترک نکنند. با این که شیعه ها در خارک برای برگزاری مراسم مذهبی خود آزادی عمل دارند به خاطر وجود سنی ها که کم تر از شیعه ها نیستند و هم چنین به خاطر حضور هلندی ها نمی توانند در برگزاری این مراسم مبالغه کنند.
حاکم خارک به منظور جلوگیری از مزاحمت برای پیروان مذاهب دیگر دستور داده بود تا در دهه اول محرم در خیابان ها با صدای بلند عزاداری نکنند، از این روی شیعه ها مراسم مذهبی دهه اول محرم را در خارج شهر برگزار می کردند. چون من عزاداری شیعه ها را ندیده بودم روز عاشورا به خاطر من به آنها اجازه داده شد که با دسته های شان وارد شهر شوند و در میدان بزرگ مراسم شبیه خوانی راه بیاندازند. تقریباً همه مسلمانان خارک در این میدان جمع شده بودند اما تشخیص شیعه ها از سنی ها خیلی آسان بود، چون سنی ها با این که از سرنوشت نوه ی پیغمبرشان به هیجان آمده بودند با آرامش به تماشای شبیه خوانی مشغول بودند در حالی که شیعه ها به سینه ی خود می زدند و با ناله و زاری غم و اندوه خودشان را نشان می دادند و عده ی زیادی حسین حسین گویان به شدت گریه می کردند...»




ادامه مطلب

سفر با «کنت گوبینو»

شنبه ۵ تير ۱۳۹۵
« ...این‌ها همه از فرشته‌ها و مردمان شرافتمند نیستد ولی آن غول‌هایی که به ما معرفی کرده‌اند نیز نیستند.
...این‌جا همه در فکر احیای دوران نادرشاه و تیمور هستند و در این فکر که از امروز به فردا یک‌باره ثروتمند شوند. در این‌جا کار مثبت کمتر مورد توجه است. این‌جا من زیاد کار می‌کنم و مخصوصاً با تلاش برای تکمیل زبان، فارسی را به روانی صحبت می‌کنم. خیلی به صحبت‌کردن با بومیان علاقمندم و درباره آن‌ها، نظراتی را که معمول اروپایی‌هاست ندارم.
...درباره روحیات مردم این سرزمین، شاهد یک رشته عقاید ناهماهنگ و نظرات متفاوتی بودیم ولی روی هم رفته از نظر روش‌های عملی، این ملت بیشتر از ترک‌ها و عرب‌ها به ما نزدیک است و با همه خشکی که نسبت به هندی‌ها دارند در تمام موارد انعطاف‌پذیرتر از آن‌ها هستند. خلاصه آن‌که این شیطان‌های ناقلا پسرعموهای ما هستند...»

این ها بخشی از نامه های «کنت گوبینو» بود به «آلکسی دوتوکویل» وزیر خارجه فرانسه، جامعه شناس و نویسنده معروفی که طرفدار مساوات و دمکراسی بود برعکس گوبینو.




ادامه مطلب