سفر به سفید چاه

جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
علت نامگذاری این روستا به سفیدچاه خاک سفیدرنگ آن است که به خاطر وجود آهک فراوان است. مردم این روستا و آبادی های دور و بر باوری دارند که تو را یاد گورستان "وادی السلام" می اندازد. آنها معتقدند خاک سفیدچاه مانع پوسیدن اجساد مردگانشان می شود، برای همین خیلی از اهالی آبادی و حتی روستاهای اطراف، مرده هایشان را به دوش می کشند و با گفتن الله اکبر به سفیدچاه می آورند و در جوار سه امام زاده یعنی ابراهیم، منصور و عبدالرحمان منسوب به نوادگان موسی ابن جعفر(ع) دفن می کنند.

در مقبره ی این سه تن صندوقچه و درب قدیمی چوبی با ارزشی بوده که گویا یک بار دزدیده شده اما قسمتی از آن برگردانده می شود و بر اساس کتیبه ای که داشته متعلق به دوره تیموری است و الان مردم روستا از آن محافظت می کنند. بعضی از کارشناسان میراث فرهنگی مازندران معتقدند چندهزار سنگ مزار در قبرستانهای مختلف این منطقه ی کوهستانی پراکنده است که تعدادی از آنها مربوط به قرن 6هجری(خوارزمشاهیان) است.

به احتمال زیاد اساس ایجاد این گورستان بر می گردد به زمان خاک سپاری سادات میرعمادی و سادات مرعشی و دیگر پادشاهان محلی. چند سنگ مهم متعلق به حاکمان بومی این منطقه هم در این گورستان به چشم می خورد مثل: ملک اسکندر، ملک بادله، ملک شمال، ملک محمد ساجد و خاندان سفیدچاهی...

این گورستان قدیمی که معروف به اولین گورستان مسلمانان ایرانی است در بخش "یانه سر" واقع شده است از منطقه کوهستانی "هزار جریب". می گویند "خسرو انوشیروان ساسانی" بعد از پیروزی در یکی از جنگ هایش، با کمک فرزندان "سوخرا" ولایت های زیادی به پسر سوخرا یعنی "قارن" می دهد و برای نظم دادن به طبرستان (مازندران قدیم) نواحی "یارکوه" (هزارجریب امروزی) را به "باوندی" ها می سپارد. این منطقه محور توجه خیلی از شاهان اشکانی هم بوده، به خاطر همجواری با پایتخت اشکانیان "صد دروازه" (دامغان امروزی). گویا بعدها "شهریار یکم" از خاندان باوندان (208-200هجری) با حکومت "مازیار" پسر "قارن" در هزار جریب مخالفت می کند و بعد مرگ مازیار هم حکومت نواحی کوهستانی آن منطقه را در دست می گیرد.

بر روی سنگ های این گورستان بر خلاف سایر گورستانهای تاریخی منطقه کمتر از آیات قرآنی و دعای آمرزش و ... استفاده شده و از نظر شکل یا عمودی (محرابی) هستند یا گهواره ای(صندوقی). نوع اول که معروف است به (استیا) یا طرح (محراب) متعلق به میتراییسم است به نشانه ی دریچه ای رو به خدا و حقیقت هستی.

سنگ های ایستاده ی این گورستان با نقشهای حکاکی شده شان از شغل مردگان می گویند از شمشیر، کمان و تفنگ ... که نماد شجاعان و جنگاوران است تا قیچی و ابزار بافندگی و نجاری و تبر.


بر روی این سنگهای خاکستری نماد های زیادی را می شود دید، از "خورشید" گرفته به نشانه ی خودآگاهی ، بلند پروازی، بالاجویی و نورحق پرستی، " آینه" نماد خودشناسی وعشق جسمانی که ابزار معرفت الهی است، "دوکبوتر" نماد پیک و قاصد که به خاطر ارتباطش با مفهوم ناهید و مهرورزی مفهوم "پیک عشق" را به خود گرفته، "انار و گل انار" که به دلیل شباهت به آتشدان، مقدس است و دانه های آن یادآور باروری تا "سرو" نماد

جاودانگی و فناناپذیری، بالاجویی و نور حق و ... به طور کلی نقش های این سنگها یا حیوانی اند مثل کبوتر، روباه، خرگوش و شتر یا گیاهی مثل سرو، نیلوفر و گل انار.


حداقل تاریخ قبرهای این گورستان بر می گردد به دوران قاجار. اما قبوری با تاریخچه ی 1200سال و 700 سال هم در آن به چشم میخورد. این گورستان در اسفند ماه 1381 با شماره 7845 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

برای دیدن این روستا با گورستان اسرارآمیزش باید اول به مازندران رفت. بعد از رسیدن به بهشهر (با قطار یا سواری)، برای رفتن به سفید چاه در بخش یانه سر دو راه وجود دارد. از حد فاصل دو شهر گلوگاه و بندر گز، ورودی گلوگاه - به سمت دامغان- را ادامه داد یا از ورودی نوکنده حدود 3 کیلومتری بندرگز می شود به سمت روستای سفیدچاه حرکت کرد. البته ما از ورودی بین نوکنده و گلوگاه یعنی " لیوان شرقی" به این روستا رفتیم و آنچه از زیبایی های این جاده ی پر پیچ وخم اما خلوت کوهستانی در ارتفاع ۱۷۰۰ متر از سطح دریا دیدیم بماند!

 

(این مطلب رو 16 شهریور 91 توی وبلاگ قدیمم نوشته بودم، به دلیل مشکل عدم نمایش عکس ها مجدد آوردم.
عذر تقصیر از اینکه تا 3 فروردین 1394 بعضی سفرها تکراری است!)