سفر به ازبکستان

سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۴
تاشکند شهر جالبی است. ترکیبی از ساختمانهای قرون وسطی که در داستانهای قدیمی شرقی به تصویر کشیده می شد، به همراه معماری زیبای اروپایی که از زمان لشکر کشی به تاشکند باقی مانده، بخش بندی میراث اتحاد جماهیر شوروی و در نهایت برج ها و آسمان خراشهای مدرن شیشه ای تاشکند همه و همه این شهر را مسحور کننده کرده است.
قسمت قابل توجهی از ماشین‌ها شورلت و دوو است. بخشی از شهر پر است از راننده های روس زبان و بخشی دیگر از شهر کوچه های پر پیچ و خم و خانه های کاهگلی و بازارهای سنتی دارد؛ اما اگر در میدان استقلالش قدم بزنی خیلی خوب متوجه می شوی که این شهر زمانی جزو اتحاد جماهیر شوروی بوده است.

ساختمان مجلس سنا و مقر ریاست جمهوری فوق العاده با شکوه ، جلوه ی خاصی به میدان داده. بناهای یادبودی هم در آن برای سربازان ازبک، کشته شدگان در جنگ و زلزله ساخته شده است. حدود 400 هزار اسم را در لوحه های فلزی حک و نصب شده می شود دید.میدان استقلال را پیش ترها که مجسمه لنین وسط آن قرار داشت، میدان سرخ می گفتند.

متروی تاشکند بی شک یکی از دیدنی های فوق العاده ی این شهر است که آمیزه ای است از شکوه هنر شوروی سابق و درک مدرنیته هنرمندان ازبک، حیف که عکسبرداری در متروی این شهر مطلقا ممنوع است و این را بعد از دردسری که نادانسته در آن افتادم متوجه شدم...!
"تارا میلوتیس" مستندساز آمریکایی و روزنامه نگار در نوشته هایش می گوید:"اگر دوست دارید جالب ترین سیستم متروی جهان را از نزدیک ببینید و هنر مدرن مردم آسیای مرکزی را لمس کنید بهتر است چمدانهایتان را جمع کنید و به تاشکند سفر کنید. توقف در شهری که زمانی از مسیرهای اصلی جاده ابریشم بوده و مارکوپولو و چنگیزخان مغول به آن سفر کرده اند. اما یادتان باشد جذابیت های این شهر به روی زمین محدود نمی شود، متروی پایتخت ازبکستان که در دهه 1970 توسط هنرمندان و معماران برجسته این شهر ساخته شده یکی از زیباترین متروهای جهان است."
قدیمی ترین قرآن جهان که معروف است به "قرآن عثمان" و19سال بعد از وفات پیامبر(ص) به دستور عثمان گردآوری شده از سال 1924 در کتابخانه ی تاشکند نگهداری می شود. این کتابخانه در مدرسه ای اسلامی است که بخاطر نگهداری از یک تار موی منسوب به پیامبر معروف به "موی مبارک" معروفیت خاصی دارد.
موزه امیر تیمور هم در میدانی به همین نام قرار دارد. میدانی که مجسمه ی تیمور به جای مجسمه ی "مارکس" سال 1994 سوار بر اسب در آن جا گرفت. معماری موزه بی نظیر است و البته سقف گنبدی آن. در مورد تاریخ مغول اطلاعات زیادی در این موزه وجود دارد.
امیرتیمور بزرگ ترین افتخار ملی ازبک‌هاست و تقریباً همان نقش را دارد که کورش هخامنشی برای ایرانی ها. در اکثر شهرهای ازبکستان اصلی‌ترین میدان و مهم‌ترین خیابان امیرتیمور نام‌گذاری شده.
باغ ژاپنی باغی سرسبز است که نمونه ی از طبیعت منحصر به فرد تاشکند است. برای دیدن آداب و رسوم ازدواج در تاشکند و دیدن مراسم عروسی و عکاسی مردم ازبک رفتن به این باغ خالی از لطف نیست.
15بازار سنتی فعال در تاشکند هست که بزرگترین و قدیمی ترین آنها بازاری است به اسم "اسکی جوآ" است یعنی "محل تقاطع" که نه تنها در ازبکستان بلکه بزرگترین بازار آسیای مرکزی است. این بازار درست مرکز قدیمی شهر است با دوهزار سال قدمت و گنبد آبی رنگ که کار ساخت آن را هنرمندان شوروی سابق انجام داده اند.
باغ ملی تاشکند، تئاتر شهر، بنای یادبود کشته شدگان در جنگ، مسجد جامع، برج مخابراتی، ساختمان‌های ریاست جمهوری و مجلس و... از دیدنی های بود که باید می دیدیم و دیدیم...
و حالا ماییم و سمرقند زیبا. مسیر تاشکند تا سمرقند با قطار حدود 4 ساعت است. و طبیعتی را که می شود در مسیر دید، برای من مناظر مناطق مرکزی ایران را تداعی می کرد. راه پر بود از مزارع وسیع که عمدتاً زیر کشت صیفی‌جات یا پنبه بودند (ازبکستان سومین کشورعمده تولید پنبه در جهان است.) گاهی اطراف جاده دام‌هایی هم به چشم می‌خوردند.
سمرقند یکی از شهرهای باستانی ازبکستان است که در سال 2001، در فهرست میراث فرهنگی جهان در یونسکو قرار گرفت. این شهر حدود قرن هفتم قبل ازمیلاد به عنوان پایتخت پادشاهی «سغد» پایه‌گذاری شد و در قرنهای پانزدهم و شانزدهم میلادی شاهد عصر طلایی خودش بود.مهم‌ترین آثار معماری این شهر آثار تاریخی ساخته شده تیموری‌هاست.

نویسندگان قدیمی از سمرقند با عنوان "نقطه تابان کره زمین" و "گوهر گرانبهای دنیای اسلام" یاد می کنند. سال 1404 میلادی که "تیمور لنگ" نیمی از جهان را به تصرف درآورد، برده ها، سنگ تراشها، نقاشها و معماران زیادی را به پایتخت جدید خود فراخواند تا زیباترین بناها را برایش بسازند.
گذشته از 13 باغ بزرگ اطراف این شهر که بزرگترین آن‌ها «باغ جهان» بود بدون اغراق می شود می شود از سمرقند بعنوان شهر موزه ها یاد کرد.
ريگستان از سه مدرسه باشكوه و زيبا به نام¬های: مدرسه شيردار، مدرسه الغ بيگ و مدرسه طلا‌كاری، تشكيل شده است كه در سه طرف ميدانی وسيع قرار گرفته¬اند. یکی از ویژگی¬های خاص معماری تیموری که بعدها در دوره صفویه و ازبکان در آسیای میانه نیز پیگیری شد، ایجاد مجتمع¬هایی از بناهای یادبود در اطراف یک میدان رو باز بود.
در سمرقند به غیر از 3 مدرسه معروف "الغ بیک"، "شیردر" و "طلاکاری" که در میدان "ریگستان" قرار دارد بناهای تاریخی فراوانی به چشم می خورد.
اهالی شهر معتقدند در قدیم رودخانه¬ای از این محل عبور می¬کرده که با گذشت زمان خشک شده و میدان بر بستر سنگی آن احداث می شود و از آن به بعد اینجا را ریگستان می گویند.
بعضی هم میگویند چون در زمان کمونیست¬ها مقداری از دیوارهای این مدارس زیر خاک و ریگ فرو رفته بود و بعدها آنها را از زیر خاک در آوردند، به این نام معروف شده.
زمین لرزه ها، تغییر زیاد دما و... بارها باعث تخریب قسمتی از مناره¬ها و گنبدها شد و حدود 70 در صد کاشی¬کاری سطوح هم از بین رفته اما نوسازی-های بعد به آن جان دوباره داد.این میدان، قلب قدیم سمرقند بوده و سمبل ازبکستان است.
مسجد بی‌بی‌خانم بزرگ ‌ترین بنای سمرقند است با سردر اصلی واقعاً باشکوه. ظاهراً بی‌بی‌خانم محبوب‌ترین زن تیمور لنگ بوده.
"گورامیر" بنایی دیگر است که اوایل قرن 15 به دستور تیمور برای دفن جسد نوه‌ محبوبش "محمد سلطان" كه در يكی از لشگركشی‌های تيمور کشته شد، ساخته می شود ولی مرگ تیمور باعث می شود کار ساخت آن نیمه تمام بماند و بعدها تبدیل شود به آرامگاه تیموریان. الغ بیک و نوه دیگر تیمور، هم در گورامیر به خاک سپرده شده اند.
آرامگاه یک درب ورودی زیبا دارد با دو مناره بدون سر که بر آن نام استاد "محمد ابن محمود اصفهانی" معمار چیره دست ایرانی به چشم میخورد.
"شاه زنده" گورستان عظیم و تاریخی شهر سمرقند است که بناها و معماری‌ها و کاشی‌کاری‌ها و طلاکاری‌های آن بی نظیر است با رحل سنگی بزرگی که بالای تختی در صحن بیرونی آرامگاه نصب شده. شاید این رحل برای همان قرآنی تراشیده شده باشد که بایسنقر نوشت و آن را با چند شتر از جایی به جایی می بردند و چند صفحه از آن هم در کتابخانه آستان قدس نگهداری می شود.
یک تپه، سرسبزی هست که رصدخانه و موزه فعلی الغ بیگ بر روی آن قرار دارد. با نمادی از پیکره الغ بیگ به حالت ایستاده و تمام قامت در حالی که دست در زیر محاسن گذاشته و سخت به فکر فرو رفته. این رصدخانه در زمان خودش از مهم ترین رصدخانه‌هاي جهان بود و از انجا که الغ‌بیک به نجوم علاقه زیادی داشته، دستور داده بود بر تپه‌ای مشرف به سمرقند رصدخانه‌ای برای مشاهده اجرام سماوی و زاویه‌ی آن‌ها با افق بسازند که از این رصدخانه تنها قسمت محدودی باقی مانده اما از جمله محل‌هایی است که خیلی از عروس و دامادهای سمرقندی برای گرفتن عکس یادگاری حتماً به آن‌جا می‌آیند.
و حالا ماییم و قصد رفتن به بخارا. قبل از اینکه مجدد قطار سواری کنیم، به حدود 25 کیلومتری مسیر جاده بخارا رفتیم. بعد از رودخانه زرافشان دقیقا پس از رود آق دریا، وارد یک خیابان فرعی شدیم تا به آرامگاه امام بخاری یا خواجه اسماعیل رسیدیم ، مجموعه ای عبادی، فرهنگی و باستانی با درختان بزرگ چنار کهنسال و تخت های چوبی که مردم زیر سایه ی درختانش مشغول صحبت یا عبادت بودند.
خیلی از مردم سمرقند و بخارا و گرگانج نژادشان تاجیک است و به قول خودشان تاجیکی گپ می‌زنند (گپ زدن = صحبت کردن). با اینکه زبان رسمی ازبکی است اما تاجیک‌زبان‌ها ترجیح می‌دهند با زبان اجدادی صحبت کنند که البته با فارسی دری شباهت‌های زیادی دارد و نسبت به فارسی که امروز در ایران صحبت می‌شود خالص‌تر باقی مانده و حسن اش این است اگر هم انگلیسی یا روسی ندانی می شود صحبت و منظور آنها را فهمید!
ظاهراً دولت ازبکستان تمایلی به گسترش فرهنگ و زبان تاجیکی در کشورش ندارد و از این بابت تاجیک‌زبانان را تحت فشار قرار داده.
و بعد مسیر را به سمت بخارا ادامه دادیم. واگن‌های تمیز و صندلی‌های پهن اما بدون کوپه‌بندی. فاصله 250 کیلومتری را سه‌ چهار ساعتی گذشتیم.بخارا به‌طور محسوسی از سمرقند گرم‌تر بود و اطرافش بیابانی‌تر.
در قدیم ظاهراً آب رودخانه زرافشان را به سمت شهر بخارا منحرف کرده و آن را در برکه‌هایی برای شرب استفاده می‌کردند. از این برکه‌ها تنها دوتا باقی مانده که در حاشیه یکی از این برکه‌ها توریستی‌ترین قسمت شهر معروف به «لب حوض» قرار داشت و پاتوق توریست‌های اروپایی بود.در منطقه‌ی لب حوض رستورانی روباز وجود داشت که بهترین محل برای خوردن شام بود.
دیوار تاریخی شهر را دیدیم و از مقبره "امیراسماعیل سامانی" موسس سلسله سامانیان هم بازدید کردیم، کسی که تاجیک‌ها او را افتخار ملی خود می‌دانند. هرچند مرکز فرمانروایی او و مقبره‌اش در ازبکستان بوده اما تاجیک‌ها اصرار دارند که او را تاجیک بنامند همان طور که سعدی و حافظ و مولوی را هم!
به ارگ قدیم شهر رفتیم اگرچه ارتش سرخ زمانی آنجا را بمباران کرده اما در میدان ارگ قسمتهایی بازسازی شده که قابل بازدید است مثل مسجدی با معماری برگرفته از چهل‌ستون اصفهان. مسجدی با 20 ستون چوبی.
مسجد کلان، مناره کلان و مدرسه علمیه میرعرب که هنوز حوزه علمیه آن دایر است محل تحصیل افراد سرشناسی بوده مثل رهبر اسلام‌گراهای چچن.مقبره بهاءالدین نقش‌بندی هم از مناطق دیدنی اطراف شهر بخارا است.


اکثر غذاهای مردم ازبکستان ترکیب شده با گوشت فراوان. غذایی دارند به نام "شوربا" که شبیه است به آبگوشت خودمان. غذای "لقمان" که شبیه است به ماکارونی ما اما ترکیب شده با نیمرو. "پادجارکا" که بیشتر غذای روسی است و ترکیبی است از سیب زمینی سرخ شده با قطعه های گوشت روی آن و گوجه خام.
اما ازغذاهای اصلی و متداولشان شیشلیک ماست که خودشان به آن "شاشلیک" می گویند و کبابی است از گوشت پر چربی گوسفندی.
نکته جالبی که نظر من و همراهانم را جلب کرد، یک قوری چای گرم است که بلافاصله کنار غذاهایشان برای نوشیدن می آورند و البته آنرا معمولا با پیاله می نوشند وگویا برای هضم چربیها.
از آنجا که ازبکستانی ها اکثرا خودشان را ایرانی می دانند، ایران را وطن اصلی شان می شمارند، شاید به همین دلیل باشد که من هر جای تاریخ این کشور پا گذاشتم انگار که در کپی آثار ایرانی راه می رفتم. تنها آرزو می کنم دیدار از ایرانی دگرگونه با هموطنان ازبکی برای شما هم فراهم شود. به آن امید
...