سفر به برگ جهان _ آبشار

شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷

با پنج گانه ی احساسات باید در آغوش کشید و لمس کرد باقیمانده ی روزهای تابستان را، که با چشم به هم زدنی تمام می شود هرچیزی غیر از شعر طبیعت و قصه ی حیات. روزهای مانده را بسازیم شاید رستگاری انسان همین است ساختن چیزی با عشق... امروز ما را رفتن به «لواسان» ساخت و دیدن روستای «برگ جهان».

در سفرنامه ناصرخسرو خوانده بودم: «میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی و آن را لواسان گویند». گویا از لواسان در نوشته های تاریخی گاهی با عنوان «کوشک دشت» یاد شده، به معنای دشتی که کاخی در آن هست. دکتر کریمان هم در کتاب «تاریخ قصران» علت نام گذاری لواسان را به احتمال زیاد وجود کاخی ییلاقی ذکر می کند که بعضی ها آن را متعلق به دوره خلفای عباسی می دانند و بعضی خاندان آل بویه و هنوز بقایای این کاخ نزدیکی سد لتیان هست.

لواسان یا لواسانات از ییلاق های مهم تهران بوده و هست به معنای لبه یا جایی که در آن «بالاآمدن» (اشاره به خورشید) اتفاق می افتد. روستاهای فوق العاده و خوش آب و هوای لواسان بهانه ای شد برای سفر نیم روزه به این منطقه. مقصد ما این بار روستای برگ جهان بود. برای رفتن به این روستا بعد از رسیدن به لواسان باید به سمت افجه رفت و بعد از گذشتن از نارون و هنزک، چند کیلومتر ادامه مسیر داد.


توی روستا کاملا آباد و دسترسی به نقاط مختلف آن راحت هست، شاید بشود گفت این نتیجه ی زحمات کسانی است که سالها برای عمران و آبادی این روستا تلاش کردند از جمله مرحوم «محمد همایون» که الان نزدیکی «جلال آل احمد» آرام گرفته.

وسط های روستا که می رسی مکانهایی هم با علامت پارکینگ به پارک ماشین ها اختصاص داده اند که می شود ماشین را رها کرد و پیاده روی را از همان جا شروع کرد و پاکی هوا را نفس کشید.


قبلا روستای برگ جهان چهار محله داشته؛ «سردره»، «پادره»، «رودبار» و «شاهان» که درحال حاضر با ساخت و ساز و سبک زندگی جدید هویت قبلی روستا به نوعی کاملا محسوس تغییر کرده. فقط توی محله سرده باقیمانده معماری مسجدی از دوره پهلوی پیداست. اینجا به گواهی سفالهای به دست آمده از لایه های زیرین کوهستانی اش از روستاهای قدیمی منطقه لواسانات بوده. در ارتفاعات روستا غاری هست معروف به «زندانخانه لار». باقیمانده های «قلعه بند» یا «قلعه دختر» هم از دیدنی های اینجاست.


دیر به روستا رسیده بودیم و برای بازدید نیم روزه زمان کافی نداشتیم بنابراین بعد از حدود چهل و پنج دقیقه پیاده روی به دوراهی یا در حقیقت دو دره رسیدیم که سمت راست آن بعد از رد شدن از روی پل به آبشار ختم می شد و سمت چپ آن به کوه و غار و قلعه. از آنجا که روزهای آخر گرما و آخرین فرصت برای آب بازی بود، سمت راست مسیر را انتخاب کردیم و از مسیر پاکوب ادامه دادیم.


در طول مسیر چند بار از عرض رودخانه رد شدیم و جهت مخالف رودخانه را رفتیم و رفتیم تا به آبشار رسیدیم. این آبشار در مسیر صعود به قله های «سرسیاه غار» (سیاه چال ها) قرار دارد و مقصد زیبایی برای طبیعت گردهایی است که به قصد پیاده روی و کوهپیمایی از روستا رد می شوند. اگر شماهم به اینجا گذرتان افتاد، خنکای هوا و آب گوارایتان.