سفر به سلمان شهر: تولد 102سالگی

يکشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۴
ررررر... صدای گاه و بی گاه سرعت گیرهای اتوبان که خواب را از سر می پراند، زوزه ی بادی که خودش را با فشار از پنجره ی ماشین به داخل پرت می کند، گاهی بالا و پایین شدن روی دست اندازهای ناهموار راه، رقص سیمهای دکل های اطراف جاده و ... هیچ کدام نه می تواند جلوی چراغ زدن های ماشین شاسی بلند پشتی را برای سبقت بگیرد و نه مانع بوق های ممتد اتوبوس vip لاین کناری باشد که قلدرانه می خواهد راه را از ماشینهای جلوترش بگیرد ... ساعت 5:00 بامداد است همه با سرعت هر چه تمام تر در تلاشند برای فتح جاده و البته ناگزیر از دویدن پا به پای آن، خدا می داند به کدام مقصد، شاید آنها را هم عشقی به سمت خودش فرا می خواند...
به عشق دیدن مردی آمده ایم که ساکن پلاک 46 است. مردی که می گوید: مثل سابق قلم از دستش نیفتاده، چشمش با خطوط چاپی کتاب روشن می شود و تا این ساعت که از عمرش می‌گذرد، از خلق بریده و به خالق پرداخته و امیدوار است باقی ایام عمرش هم به همین طریق بگذرد.
دکتر منوچهر ستوده - تولد 102سالگی
به قول "تولستوی" وجود مرگ انسان را ناچار می کند که یا به اراده ی خودش دست از زندگی بشوید یا زندگی اش را چنان تغییر دهد که معنایی بزرگ یابد، معنایی که مرگ نتواند آنرا بگیرد و این نتیجه ی نوعی آگاهی است، چیزی که حفظ و ادامه دادنش از سخت ترین کارهای دنیاست. تمام راه به این فکر می کنم که چقدر انگشت شمارند بزرگانی که آگاهانه زندگی کرده اند و به فاصله ی میان زندگی و مرگشان چنان معنایی بخشیده اند که نه تنها به زندگی خودشان که به زندگی پژوهشی خیلی های دیگر جان و رنگ تازه ای بخشیده اند.
دکتر منوچهر ستوده - تولد 102سالگی

 



ادامه مطلب